خرید بک لینک

من در طول زنگی خود شاهد تکرار تصاویر زیبایی هستم که نمایان گر عظمت خداوند است . درختان در طول فصل های مختلف سال جامه های گوناگون و رنگارنگی به تن می کنند و این دگرگونی هاست که زندگی مرا دلپذیر و زیبا کرده است . همه این ها چنان برگی ازشناسنامه خداست که خالق هستی را به ما می شناساند .

سال ها قبل من کودکانی را می دیدم که برای بازی به باغ می آمدند . من آنها را تماشا می کردم و می توانستم همه زیبایی های زندگی را در بازی هایشان ببیینم و معنی واقعی زندگی را درک کنم . اما حالا این کودکان بزرگ شده اند و الآن نه برای بازی کردن بلکه برای چیدن میوه های درختان به باغ می آیند . واقعا که کاروان عمرشان چه قدر زود از کودکی شان عبور کرد .

من سالهای سال در این باغ زیسته ام و عمرم به سر رسیده وترک خورده و پوسیده ام . شکسته شده ام وتاب و تحمّلم روبه نزول رفته است . صاحب این باغ قصد دترد مرا با در دیگری عوض کند. برای من اشکالی ندارد . من عمرخود را کرده ام . نسل های مختلفی را دیده ام . دگرگونی های طبیعت را حس کرده ام و تلخی و شیرینی های بسیاری را چشیده ام و وقت رفتنم فرا رسیده است . ولی برای انسان ها کنار گذاشتن این آثار دیرینه و قدیمی برای همیشه برابر است با فراموش کردن گذر عمر . یعنی روزگار جوانی ابدی نیست و همه روزی پیر وشکسته خواهند شد و فراموش کردن این نکته یعنی تباه کردن زندگی و توجه به آن یعنی سعادت و جاودانه شدن . مرا در یاد خود نگه دارید تا در یادها جاودانه شوید .

«پایان»

«نام گروه : علیرضا اسدی-سینا ستاری-امیررضاعرب خزایلی-علیرضا دلاوری»

«نام مدرسه : شهید بهشتی2 ساری»

«نام دبیر : آقای شیرزاد »

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ساعت 23:46&nbsp توسط ملاحسنی |

برچسب: نویسنده: هستی زمانی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 19:08

صفحه بندی