خرید بک لینک

سلام و احترام

درود خدا بر شما زنان و مردان امیدوار و با انگیزه

سروران گرانقدرم سخن گفتن از برخی مطالب و مفاهیم سخت است یکی از آن کارهای سخت 1 کردن است که من معمولا دوست ندارم این اتفاق بیفتد اما چه کنیم، وقتی زمانش برسد، باید این کار را انجام داد. زمان خداحافظی من هم رسیده است. با شجاعت باید حضور شریفتان بیان کنم، که بخشی از بهترین و زیباترین لحظات زندگی ام را در فضای مدرسه و در کنار دانش آموزان و همکارانم گذرانده ام، که تمام لحظات آن فراموش نشدنی و ماندگار هستند. میزان عشق و علاقه ام را به 1، بی حد و حصر می دانم. نشان به آن نشان که هنوز هم مانند یک معلم جوان، پرانرژی و فعالم و این را باید از همکاران و دانش آموزانی که افتخار حضور در کنارشان را داشتم، بپرسید؛ اما چیزی که الان می توانم بگویم، اینکه خیلی زود گذشت ، زودتر از آن چیزی که فکرش را می کردم. در تمام دوران کاری ام، سعی کردم صادقانه و خالصانه کار کنم؛ آن طور که خانواده ام ، از تربیت معلم، آموخته بودم. (بینان معلمی من از تربیت معلم شکل گرفت) در تمام مدتی که در کلاس بودم خداوند را در تمام امور شاهد و ناظر بر کارم دانستم و کلاس درس و دانش آموزان را امانت. سعی نکردم لحظه ای در انجام وظایفم کوتاهی و درنگ کنم.(آن طور که در سوگندنامه پایان دوران تربیت معلم ملاصدرا سوگند یاد نموده بودم) سعی کردم حضورم در کلاس برای دانش آموزان مفید و ارزنده باشد و کلاسی پرنشاط و شاداب داشته باشم که با عشق و علاقه دانش آموزان همراه باشد و با امید استمرار یابد. تلاش و کوشش فردی و گروهی دانش آموزان و انگیزه سازی محور اساسی بیشتر فعالیت های ما در کلاس بود. نظم و قانون و مقررات در برنامه کاری کلاس هایم بود. سعی کردم اگر استعدادی در کلاسم شکوفا می شود و کشف می گردد، او را امیدوار کنم و مسیرش را تا جایی که می توانم روشن و هموار نمایم. حضور فناوری از سال 1386 به بعد در کلاس هایم مشهود بود. سعی کردم کلاس با خاطره خوش برای همه دانش آموزانم به پایان برسد و چینی بر پیشانی کسی ننشیند. یکی از وظایفم در کلاس کشف و شناسایی و امیدوار کردن این استعدادهای ناب بود حالا چه این استعداد در زمینۀ کاری کلاسم بود یا در سایر زمینه ها، به هر جهت به نحوی آن استعداد را با کلاسم در هم می آمیختم و در دانش اموز عزیزم اشتیاق و انگیزه ایجاد می کردم. در کنار محتوای درسی؛ امید، تلاش، قانون، مسئولیت پذیری و تعهد، اراده، انگیزه، هدفمندی، نظم، محبت و مهربانی، اخلاق مداری، فناوری، تخصص داشتن، خانواده و پدر و مادر، خلاقیت، پرسشگری، مهارت آموزی، پیشرفت، آینده نگری و عشق به همه خوبی ها و ... از جمله مفاهیمی بود که در کلاس هایم بیشتر روی آن کار می کردم؛ چه ان زمان که در دورترین روستاهای دورافتاده خدمت کردم و چه ان زمان که در بهترین مدارس تهران و خارج از کشور بودم ؛ درود خدا بر همه شما دانش آموزان عزیز.

جدا شدن از فضایی که سی سال در آن حال و هوا زیسته ای، عاشقانه و با علاقه پیگیرش بوده ای و بینان زندگی ات را بر آن چیده ای؛ بسیار سخت است. دوست داشتم بمانم و تا آخرین لحظه که امکان دارد در کنار دانش آموزان عزیز و فضای مقدس مدرسه باشم. اما وقتی خیل عظیم جوانان امیدوار و مشتاق را می بینم که دوست دارند به حرفه مقدس معلمی وارد شوند ، با خودم فکر کردم خودخواهی است اگر الان بمانم و ادامه بدهم . من باید بروم تا نیرویی با انگیزه تر ، فکورتر، جسورتر بیاید. لذا برخلاف میلم آن تصمیم سخت را گرفتم.

در اینجا می خواهم از تمام عزیزانی که در گذشته در خدمتتشان بوده ام و جوانان عزیزی که من به عنوان یک دوست در کلاس درس همراهیشان کرده ام و همکاران بزرگوارم، حلالیت بطلبم. امیدوارم کوتاهی های احتمالی و ناخواسته این برادر کوچک خود را، به بزرگی خود ببخشایید.

همگی شما را به خدای بزرگ می سپارم. درود خدا بر همه شما جوانان عزیز و دوست داشتنی

این وبلاگ را با شعر زیبای قیصر امین پور به پایان می رسانیم

ارادتمند همه شما

حسین ملاحسنی

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم.(قصیر امین پور)

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر ۱۴۰۲ساعت 10:18&nbsp توسط ملاحسنی  | 

برچسب: نویسنده: هستی زمانی تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1402 ساعت: 14:54

صفحه بندی